دیالوگ‌های ماندگار | حمید فرخ نژاد در فیلم ِ ” گشتِ ارشاد“

Gashte_Ershad

حالا ما یه اشتباه کردیم. ولی از یه گرگِ بارون دیده به شما نصـیحت، یعنی گرگ هم شدین بشیـن به جهنم، ولی این تن بمیره جونِ هرچی مرده گوسفند نباشین تو زندگیتون!

پی نوشت:

گشت ارشاد نام فیلمی ایرانی با ژانر کمدی و اجتماعی ساختهٔ سعید سهیلی است، که در سال ۱۳۹۰ ساخته شده‌است و حمید فرخ‌نژاد، پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی، جمشید هاشم‌پور، نیوشا ضیغمی و سحر قریشی در آن بازی کرده‌اند

خلاصه فیلم:

این فیلم ماجرای سه جوان جنوب شهری است که برای بدست آوردن پول و گذراندن زندگی دست به کارهای خلاف می‌زنند. آن‌ها با گیر دادن به دختر و پسرهای جوان با نام گشت ارشاد پول آن‌ها را می‌گیرند و از این راه زندگی خود را می‌گذرانند.

نعره کن‌ ای سرزمینِ جان سپردن، نعره کن!

سروده ای جاودانه از استاد ایرج جنتی عطایی با صدایِ همیشه ماندگار داریوش

11

بشنوید:

زبان و ادبیات اوستایی

زبان اوستایی که در ایرانویج به آن سخن می ‌گفته‌اند،زبانی است که کتاب دینی زرتشتیان(اوستا) بدان نوشته شده است.قدیمی‌ترین آثار این زبان احتمالاً متعلق به زمانی میانه سده هشتم تا دهم پیش از میلاد است.جز کتاب اوستا و آثار وابسته به آن هیچ اثر دیگری از این زبان در دست نیست و حتی کلمه اوستا نیز در متون اوستایی نیامده است.تنها از دوره ساسانی و در کتاب های پهلوی است که به کلمه ابستاگ(در عربی ابستا و ابستاق و در فارسی وستا،اوستا و …) برمی‌خوریم.در این کتاب‌ها گاه زبان اوستا را «زبان دینی» نیز می نامند.معنی دقیق کلمه اوستا نیز مشخص نیست،تنها احتمال داده شده که به معنی «ستایش» باشد.از بررسی‌های زبان‌شناسی و مقایسه زبان اوستایی و پارسی باستان از سویی،و مقایسه این زبان با زبان‌های شرقی دوره میانه از سویی دیگر،مسلم می‌شود که اوستایی زبانی متعلق به مشرق ایران بوده است و امروزه بیشتر دانشمندان معتقدند که این زبان به آسیایه میانه و احتمالاً به ناحیه خوارزم تعلق داشته و منظور از ایرانویج مذکور در اوستا همین ناحیه بوده است،گرچه بعضی دانشمندان دیگر نواحی دیگری مثل سیستان،شمال خراسان(مرو – بلخ)را نیز پیشنهاد داده‌اند.

همه اوستا از نظر زبان یک‌دست نیست.بعضی قسمت‌ها اوستا دارای سبکی کهنه‌تر و از نظر دستوری دارای زبانی است که با قواعد دستوریِ صحیحِ اوستا بیشتر مطابقت دارد.در برابر،در بخشی‌ها قواعد دستوری چندان مراعات نشده است.علت تفاوتی زبانی میان متون اوستایی را می توان به دو عامل بستگی داد.یکی این‌که قدمت بعضی از آثار بیشتر از دسته دیگر است و دیگر این‌که شاید اختلاف لهجه میان ‌این‌دو دسته آثار وجود داشته باشد.

زبان باستانی ایرانویج(زبان اوستایی)،در سده سوم میلادی زبانی فراموش شده و متروک بود و فقط موبدان زرتشتی آن‌ را به مثابه زبان مقدس وحی در سرود‌ها و نیاش‌های دینی،که قرن‌ها سینه به سینه حفظ شده بود،به کار می‌بردند.در دوره ساسانیان و پس از رسمیت یافتن دین زرتشتی،این مجموعه متن‌های مذهبی به زبان اوستایی،گردآوری و با خطی که اوستایی و یا «دین دبیری» می‌گفتند،دوباره تدوین شد.

باید توجه داشت اوستای دوره ساسانیان دارای 21 نسک بوده و اوستای امروزی تقریباً یک چهارم آن کتاب است.چنین نظری مبتنی بر مقایسه‌ای است میان خلاصه ای از اوستای ساسانی که در کتاب هشتم دینکرد آمده با آنچه اکنون موجود است.اوستای موجود را بر اساس ویژگی‌ها و قدمت زبانی می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: 1- متون گاهانی 2- متون اوستایی متاخر.

1- اوستای گاهانی:

متون گاهانی شامل گاهان(گات‌ها)،یسن‌های هپتنگهایتی و چهار دعای مذکور در یسن 27 است.

گاهان: قدیمی‌ترین بخش از اوستا و کهن‌ترین اثر ادبی ایران است که بر جای مانده است.گاهان مشتمل بر 17 سرود است که در اوستای کنونی در میان یسن‌ها قرار دارد و یسن‌های 28 تا 34 و 43 تا 51 و 53 را تشکیل می‌دهند.این سرودها نه تنها از نظر ادبی بلکه از نظر در بر داشتن تفکرات نوین آن روزگاران اهمیت به سزایی دارد و نشان دهنده عقاید اصلی زرتشت است.متاسفانه به سبب دشواری این سرودها هنوز نمی‌توانیم کاملاً اطمینان پیدا کنیم که آنچه را پیامبر ایرانی بیان کرده است،خوب دریافته‌ایم.دشواری سرودهای زرتشت تنها به سبب وجود تعداد بسیاری لغت ناشناخته نیست،بلکه مشکل اصلی عدم آشنایی کامل ما با اندیشه‌های اوست.زبان شعر نیز خود بر پیچیدگی مطالب می‌افزاید.مشکلات دستوری نیز در این امر بی‌تاثیر نیست.زبان اوستایی زبانی است که در آن علاوه بر افعال،اسما و صفات و ضمایر نیز در حالات مختلف نحوی صرف می‌شوند و بعضی حالات صرفی پسوندهای یکسانی می‌گیرند.بنابراین ممکن است به یک لغت در جمله چندین محل نحوی داد تا آنجا که مثلاً اسمی را دانشمند اوستاشناسی در یک حالت صرفی شمار آورده و همان واژه را محقق دیگر در حالتی دیگر دانسته است.در نتیجه،دانشمندان اوستاشناس جز در موارد نادری درباره معنی و مفهوم این سرودها اتفاق نظر ندارند.

اشعار گاهان هجایی است و از نظر ساختمانی به اشعار ودایی شباهت دارد و هر سرود داری بندهایی است و هر بندی ابیاتی را با تعداد ثابتی هجا در بر دارد.گاهان را به پنج گاه(=بخش) تقسیم کرده‌اند.

یسن‌های هپتنگهایتی:
این بخش را «یسن‌های هفت فصل» نیر می‌نامند و قدیمی‌ترین بخش اوستا پس از گاهان را شامل می‌شود که به نثر است.ین بخش شامل یسن‌های 35 تا 41 است.

نیایش‌های یسن 27:
در این بخش از اوستای گاهانی متن نیایش‌های معروف زرتشتی نظیر اهونور،اشم‌وهو و ینگهه‌هاتام آمده است.

2- اوستای متاخر:

اوستای متاخر تقریباً پنج ششم از تمامی اوستا را شامل می شود و بازنمای دین زرتشتی متاخر است.در این بخش از اوستا گرچه مشکلات زبانی کمتری وجود دارد اما با دشواری های بسیاری در درک و فهم متن رو‌به‌رو می‌شویم که ناشی از تلفیق عقاید پیش از زرتست با گفته ‌های او است.تاریخ تالیف و تدوین اوستای متاخر را نمی‌توان با قاطعیت تعیین کرد.احتمال دارد یشت‌های کهن،یعنی قدیمی‌ترین بخش اوستای متاخر در سده نهم یا هشتم قبل از میلاد تالیف و تدوین شده باشد.اوستای متاخر از بخش‌های مختلفی تشکیل شده است که شرح آنها خواهد آمد.

یسن‌ها:

کتاب یسن‌ها مشتمل بر دعاها و سرودهای دینی و از 72 «ها»(=فصل) تشکیل شده است.گاهان و یسن‌های هفت فصل در میان یسن‌ها قرار دارند؛از این رو،این بخش از اوستای متاخر در بر گیرنده 48 ها است.واژه یسن به معنای «ستایش و نیایش» است و از نظر اشتقاق لغوی با واژه‌های جشن و ایزد پارسی هم ریشه است.

ویسپرد:

این بخش از اوستا مشتمل بر 24 «کرده»(=بخش) است و هر کرده بندهایی را در بر می‌گیرد.ویسپرد به معنای«همه ردان(=سروران)» است و مطالب آن از یسن‌ها اقتباس شده و مکمل آنهاست و به ویژه در اعیاد مذهبی مانند گاهنبارها خوانده می‌شود.

خرده اوستا:

این مجموعه که اوستای کوچک نیز نامیده می‌شود،حاوی دعاهای کوتاه مخصوص مردم عادی در برابر دعای خاص روحانیون است.

وندیداد:

وندیداد نوزدهمین نسک از اوستای دوره ساسانی و یگانه نسکی است که از آن دوران به صورت کامل به دست ما رسیده است.صورت قدیم‌تر این واژه «ویدیوداد» به معنای «قانون جدایی و دوری از دیوان» است.این کتاب در حقیقت درباره قوانین طهارتی،گناهان و جرائم و تاوان آنها به صورت پرسش و پاسخ(اهورامزدا به پرسش‌های زرتشت پاسخ می‌دهد) در 22 فرگرد(=بخش) تدوین شده است.وندیداد همچنین شامل چند داستان اسطوره‌ای مانند داستان جم و ساختن قلعه برای حفاظت از آفریده‌های اهورامزدا در برابر طوفان(فرگرد دوم) و زرتشت که روح پلید را اغوا می‌کند(فرگرد نوزدهم) و بخش جغرافیایی مشروحی درباره سرزمین‌های مختلف مزدا آفریده(فرگرد نخست) است.تالیف وندیداد و یا دست‌کم بخشی از آن را معمولاً به دوره پس از هخامنشیان نسبت می‌دهند.گرچه مطالب آن بسیار کهنه‌تر از این زمان و حتی کهنه‌تر از زمان زرتشت است.

یشت‌ها:
این بخش از اوستای متاخر از 21 پشت تشکیل شده است و هر یشت به بخش‌های تقسیم می‌شود که «کرده» نام دارد و هر کرده را به منظور سهولت استفاده و ارجاع به بندهایی تقسیم می‌کنند.یشت به معنای پرستش و نیایش است.این سرودها در ستایش خدایان قدیم نظیر ناهید،مهر و تیشتراند.تعداد ابیات در هر کرده ثابت نیست.بیت اول هر کرده با توصیف ایزد و عباراتی نظیر «… می‌پرستیم یا باشد که ستایش کنید» و بیت آخر آن با عبارت «… به سبب شکوه و فره‌اش…»آغاز می‌شود.همه یشت‌ها از نظر قدمت یکسان نیستند،برای نمونه یشت‌های یک تا چهار در زمان متاخر‌تری سروده شده‌اند.پشت‌های پنج،هشت،ده،سیزده،هفده و نوزده یشت‌های بزرگ نامیده شده‌اند.بخشی از یشت‌ها موزون است.برخی ایران‌شناسان وزن آنرا هجایی و گروهی دیگر ضربی،یعنی بر اساس تکیه می‌دانند.

هیربدستان و نیرنگستان:

هیربدستان حاوی مطالبی در باب وظایف و تکالیف هیربدان و تحصیلات و مطالعات هیربدی است و حتی مطالبی را نیز در مورد تحصیلات دینی زنان در بر دارد.

در نیرنگستان قوانین مربوط به آیین‌های دینی،تهیه نثار،برگزاری آیین‌های دینی،قربانی و دعاهای مخصوص آنها به تفصیل آمده است.

هادخت نسک:
سه قطعه از این نسک موجود است که در آنها از اهمیت دعای «اشم و هو» و سرنوشت روان پس از مرگ سخن به میان آمده است.

اوگمدیچا:
این متن شامل 29 جمله اوستایی با موضوع اصلی مرگ است.احتمالاً اوگمدیچا آفرین یا دعایی بوده است که برای تسلیت‌گویی به بازماندگان شخص درگذشته خوانده می‌شده است.

ویثا نسک:
این مجموعه کوچک شامل خرده متن‌هایی به زبان اوستایی است که از منابع مختلف انتخاب شده و در زمان‌های اخیر تالیف و تدوین شده است.این رساله به آیین‌های دینی گوناگون پرداخته است.

آفرین پیغامبر زرتشت:

این متن کوتاه مشتمل است بر دعایی از زبان زرتشت به گشتاسپ.

گشتاسپ یشت:

این متن حاوی چکیده‌ای از اصول دین زرتشت در هشت فرگرد و 65 بند،برای آموزش آنها به گشتاسپ است.

به طور کلی نوشته‌های اوستایی،نوشته‌هایی دینی و آیینی‌اند که به جز گاهان و یشت‌ها ارزش ادبی چندانی ندارند.اما این دو بخش اوستا که منظوم‌اند،از نمونه‌های والای ادبیات مقدم هند و اروپایی‌اند و ارزش ادبی ویژه و درخور توجهی دارند.

منابع:

زبان و ادبیات ایران باستان،تالیف زهره زرشناس،انتشارات دفتر پژوهش‌های فرهنگی،1385.

اوستا،تالیف محمد‌تقی راشد محصل،انتشارات دفتر پژوهش‌های فرهنگی،1387

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.. می‌دانم.. می‌دانم!

FOROOGH

افسوس که این مزرعه را آب گرفته٬ دهقانِ مصیبت زده را خواب گرفته!

pasargad

افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
خون دل ما رنگ میناب گرفته
وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
رخسار هنرگونه مهتاب گرفته
چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

اولین اجرای ترانه ی ِ ”مرا ببوس“ با صدای ِ پروانه در فیلم ِ اتهام

270px-Golnaraghi

مرا ببوس، مرا ببوس

• برای آخرین بار، تو را خدا نگهدار، که می‌روم به سوی سرنوشت

• بهار ما گذشته، گذشته‌ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

• در میان توفان هم‌پیمان با قایقران‌ها

• گذشته از جان باید بگذشت از توفان‌ها

• به نیمه شب‌ها دارم با یارم پیمان‌ها

• که بر فروزم آتش‌ها در کوهستان‌ها

• شب سیه سفر کنم، ز تیره ره گذر کنم

• نگرتو‌ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من می‌فکن

• دختر زیبا امشب بر تو مهمانم، در پیش تو می‌مانم، تا لب بگذاری بر لب من

• دختر زیبا از برق نگاه تو، اشک بی‌گناه تو، روشن سازد یک

بشنوید:

دیالوگ‌های ماندگار | بهروز وثوقی در فیلم ِ ” داش آکل“

291082_422648917777920_1045286719_o

وقتی مـرد غم داره، یه کوه درد داره!

پی نوشت: 

داش آکل نام فیلمی ایرانی ساختهٔ مسعود کیمیایی است، که در سال ۱۳۵۰ ساخته شده و بهروز وثوقی در آن نقش آفرینی کرده‌است. این فیلم بر اساس داستان «داش آکل» از کتاب «سه قطره خون» نوشته صادق هدایت، ساخته‌شده‌است.

داستان فیلم:

ماجرای قهرمانی‌ها و مردانگی و صداقت «داش آکل» را همهٔ مردم شیراز می‌دانند. یک حاجی شیرازی که زمانی با او همسفر بوده و فضایل نیک داش آکل را می‌دانسته قبل از مرگش وصیت می‌کند که داش آکل به کارهای زندگی و املاک او رسیدگی کند. داش آکل در برخورد با خانوادهٔ حاجی دختر او را می‌بیند و به او دل می‌بندد، حال آنکه دختر سن کمی دارد. عشق دختر، داش آکل را به شراب خواری می‌کشاند. «کاکارستم»، که دشمن داش آکل است با آنکه بار‌ها در جدال تن به تن از او شکست خورده معهذا همه جا در غیابش رجزخوانی می‌کند. داش آکل ازدواج با دخترک را به علت سن زیاد خود، دور از مردانگی می‌داند و ترتیب ازدواج او را با یکی از خواستگارانش می‌دهد. شب عروسی دخترک، وقتی داش آکل از میخانه برمی گردد، با کاکارستم روبرو می‌شود و جدال آن‌ها در شب بعد به آنجا می‌کشد که کاکا در شرایطی که شکست خورده، قمه را از پشت در بدن داش آکل فرو می‌کند و داش آکل در‌‌ همان حال گلوی کاکا را آنقدر می‌فشارد که خفه می‌شود و بعد خود نیز می‌میرد