باز هم زمین لرزید، این بار برای مردمِ دلاورِ سیستان و بلوچستان!

بلوچستان.jpg  400×223

چه بنویسم؟! تا به کی این همه …
قلم در دستم می‌لرزد و نمی‌توانم چیزی بنویسم جز اینکه بگویم تسلیت می‌گوییم، ما را هم در غم از دست دادن ِ عزیزانتان شریک بدانید.

بوشهر لرزید، قلب هموطنم از تپش ایستاد

بوشهر لرزید،
قلب هموطنم از تپش ایستاد،
نفسها بوی خون می دهند …
این گناه بهار نیست،
کینه ی جامانده زمستان بود که طاقت لبخند «کاکی» را نداشت …
هموطن عزیزم، تسلیتمان را بپذیر…

563642_10151604108696111_83584187_n

غم از دست دادن عزیزانت، غم همه ی ماست!

بوشهر-عکس از آقای م.صالحی نیا

پیشینهٔ سرزمین من بسى بیشتر از ١٣٩۲ سال است!

سالِ ١٣٩۲ خورشیدیِ خیامی برابر با سالِ ۱۲۷۸۱ آفرینشی ِ جمشیدی و سالِ ۳۷۳۸  زرتشتى و  ۲۵۷۲ شاهنشاهی شاد باد!

1392

گاهشمار ِ خورشیدیِ خیامی رسا‌ترین گاهشمار ِ جهانی است، هرآینه آغاز ِ آن از سالِ «هجرت» است که از آن ١٣٩۲ سال می‌گذرد ولى سرزمین ِ آریایى ِ من از ۱۲۷۸۱ سالِ پیش گاهشماری داشت و نوروز ِ جمشیدی را جشن می‌گرفت و از ۳۷۳۸ سالِ پیش مردمانِ این سرزمین اهورامزدا خدای جان و خرد را می‌ستودند و کوروش ِ بزرگ ١١٨۵ سال پیش از آن دوستى را در جهان گُستراند. آرى پیشینهٔ سرزمین من بسى بیشتر از ١٣٩۲ سال است……..

گوش سپارید به ترانه ی زیبای نوروز با صدای همیشه ماندگار ِ شکیلا

پی نوشت:

با سپاس ویژه از صفحه ی  به ایرانی بودنم می بالم در فیس بوک

اوستای سال ِ نو | برای خواندن در هنگام ِ تحویل ِ سال


893926_552202158134940_1579794020_o

متن اوستایی:

ايتا. آت. يَِزَه مَيْدِه. اَهورِمْ. مَزدامْ. يِه. گامْچا. اَشِمْچا. دات. اَپَسْچا. اُرْوَراوْسْچا. وَنْگْهواشِ. رَئُوچاوْسْچا. دات. بوميْمچا. ويسْپاچا. وُهو…
دَيتي. كَنامْچا. ايدْيونام. هْيَتْ. اُرونو. يَزَه مَيْدِه…
اَشااُنامْ. آئَتْ. اُرونو. يَزَه مَيْدِه. كودُ. زاتَنامْچيت. نَرامْچا. نااِئري نامْچا. يَئِه شامْ. وَهِه هيش. دَائِناوْ. وَهنَينْتي. وا. وِنْگْهِن. وا. وَاونَرِه. وا…
آت. ايتا. يَزَه مَيْدِه. وَنْگْهوشْچا. ايت. وَنْگْهوميشْچا. ايت. سْپِنْتِ نْگْ. اَمِشهِ نْگْ. يَوَاِجِْيو. يَوَاِسْوو. يوئي. وَنْگْهِه اُش. آ. مَنَنْگْهو. شْيِِنْيتي. ياوْسْچا. اوُايتي…

پی نوشت:

با تشکر از صفحه ی تاریخ زرتشتی  در فیس بوک 

افسوس که این مزرعه را آب گرفته٬ دهقانِ مصیبت زده را خواب گرفته!

pasargad

افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
خون دل ما رنگ میناب گرفته
وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
رخسار هنرگونه مهتاب گرفته
چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

از قاضی محمد و جعفر پیشه‌وری تا امروز، از کمونیسم تا قوم گرایی

حکایت رمزآمیز و آموزنده ایست تقابل تاریخی مفاهیم خلق و ملت در غالب مارکسیسم، کمونیسم، لنین-استالینیسم در برابر ناسیونالیسم. در تاریخ شاید به ندرت شاهد آن بوده‌ایم که این دو اندیشه، یکی مطلقا چپگرا و دیگری مطلقا راستگرا، بر سر مفاهیم و تعاریف بنیادین و اساسی اجتماعی و سیاسی به توافق حتی نسبی برسند. اما در ایران امروز ما اتفاق مضحکی را شاهد هستیم، جایی که شاخه‌ای از ناسیونالیسم با حمایت از کمونیسم و با حمله گسترده به کلیت ناسیونالیسم در واقع موجودیت خود را به چالش می‌کشد. پیش از آنکه به این تناقض بپردازم لازم به ذکر است با وجود آنکه دیدگاه نگارنده در رابطه با تمام اندیشه‌ها و اهداف مطرح شده در مقاله مشخص و علنیست اما این مقاله در تائید یا رد هیچکدام از آن‌ها نگاشته نشده و تنها قصد دارد به چندی از ابهامات و نکات تاریک تقابل تاریخی اندیشه چپگرا و ملیگرا در ایران بپردازد. نکته دیگری که باید به روشنی بیان کنم آن است که مثال‌های بکار رفته در این مقاله مربوط به آذربایجان و کردستان و مناسبت آن بیست و یکم آذرماه، سالروز سقوط فرقه دموکرات آذربایجان است، اما این مسئله را قابل تعمیم به کل ایرانیان می‌دانم و معتقد هستم این تناقض و عدم اصالت فکری یکی اصلیترین دلایل سیر نزولی استاندارد‌های اجتماعی و سیاسی ایران از انقلاب مشروطه تا امروز بوده است.

جنگ جهانی، احزاب «دموکرات» و خلق گرایی

در روز سوم شهریور سال یک هزار و سیصد و بیست خورشیدی و در حین جنگ دوم جهانی، جبهه متفقین به ایران اعلام جنگ کرد. نیروهای بریتانیایی از جنوب و نیروهای اتحاد شوروی از شمال آغاز به تصرف ایران نموده و ارتش نوپا و غافلگیر شده ایران را به سادگی مغلوب کردند. هدف این اشغال فراهم نمودن مسیری امن و قابل اتکا جهت ارسال کمک‌های ایالات متحده و بریتانیا به اتحاد شوروی بود و چنانکه تاریخ روایت می‌کند این اقدام تاثیری قابل توجه در شکل دهی آینده ایران و جهان داشت. چندی نگذشت که روال جنگ به سود متفقین تغییر یافت و سرانجام چهار سال بعد «انترناسیونال» در کوچه‌های برلین طنین انداز شد و جنگ جهانی در اروپا به نفع متفقین و بلاخص اتحاد شوروی پایان یافت.

Teheran conference

از چپ به راست، ژوزف استالین، فرانکلین روزولت و وینستون چرچیل در کنفرانس تهران – نوامبر ۱۹۴۳ میلادی، سفارت اتحاد شوروی در تهران

به خواندن ادامه دهید