فرتور ِ تاریخی از ”بازار وکیل ِ شیراز“ در یک روز ِ تعطیل

این فرتور در اواخر دوره قاجاریه از بازار وکیل شیراز گرفته شده است و  آن را منسوب به میرزا فتح الله چهره نگار می دانند.

Bazar vakil

عکس ِ تاریخی از شیراز قدیم | پزشک ِ انگلیسی در حال ِ معاینه ی بیماران

این فرتور ِ تاریخی پزشک انگلیسی با بیمارانِ شیرازی خود را در حدود سال ۱۹۱۷ به تصویر می کشد.

british doctor.jpg

برگرفته از فیس بوک شیراز قدیم

پرتره رضا حکمت

رضا حکمت ملقب به «فاخرالسلطنه» و «سردار فاخر» به سال ۱۲۶۹ در تهران چشم به جهان گشود. با پیروزی انقلاب مشروطه پا به عرصه سیاست نهاد و «حزب دموکرات شیراز» را تاسیس کرد. در دوره‌های چهارم، پنجم، هفتم و هشتم مجلس شورای ملی به عنوان نماینده آباده عضویت داشت و از پشتیبانان انقراض قاجاریان و بر سر کار آمدن سلسله پهلوی بود و پس از آن به سمت‌های مختلفی از جمله حاکم یزد و گرگان و فرمانداری کرمان منصوب شد.

در دوره حکمرانی محمدرضا شاه پهلوی او در مجلس چهاردهم به وکالت شیراز و در مجلس پانزدهم به وکالت شیراز و ریاست مجلس رسید و در همین زمان برای مدتی کوتاه عنوان نخست وزیری را نیز بر عهده داشت. او در دوره‌های هجدهم تا بیستم عنوان ریاست مجلس را حفظ نمود و سرانجام در سال ۱۳۴۰ پس تعطیلی کوتاه مدت مجلس از فعالیت سیاسی کناره گرفت. او در سال ۱۳۵۶ چشم از جهان فروبست.

این نگاره رنگ روغن اثر «جعفر چهره نگار» امروز در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود و رضا حکمت را در سال ۱۳۱۵ به تصویر می‌کشد.

Sardar Fakher

به خواندن ادامه دهید

دیالوگ‌های ماندگار | بهروز وثوقی در فیلم ِ ” داش آکل“

291082_422648917777920_1045286719_o

وقتی مـرد غم داره، یه کوه درد داره!

پی نوشت: 

داش آکل نام فیلمی ایرانی ساختهٔ مسعود کیمیایی است، که در سال ۱۳۵۰ ساخته شده و بهروز وثوقی در آن نقش آفرینی کرده‌است. این فیلم بر اساس داستان «داش آکل» از کتاب «سه قطره خون» نوشته صادق هدایت، ساخته‌شده‌است.

داستان فیلم:

ماجرای قهرمانی‌ها و مردانگی و صداقت «داش آکل» را همهٔ مردم شیراز می‌دانند. یک حاجی شیرازی که زمانی با او همسفر بوده و فضایل نیک داش آکل را می‌دانسته قبل از مرگش وصیت می‌کند که داش آکل به کارهای زندگی و املاک او رسیدگی کند. داش آکل در برخورد با خانوادهٔ حاجی دختر او را می‌بیند و به او دل می‌بندد، حال آنکه دختر سن کمی دارد. عشق دختر، داش آکل را به شراب خواری می‌کشاند. «کاکارستم»، که دشمن داش آکل است با آنکه بار‌ها در جدال تن به تن از او شکست خورده معهذا همه جا در غیابش رجزخوانی می‌کند. داش آکل ازدواج با دخترک را به علت سن زیاد خود، دور از مردانگی می‌داند و ترتیب ازدواج او را با یکی از خواستگارانش می‌دهد. شب عروسی دخترک، وقتی داش آکل از میخانه برمی گردد، با کاکارستم روبرو می‌شود و جدال آن‌ها در شب بعد به آنجا می‌کشد که کاکا در شرایطی که شکست خورده، قمه را از پشت در بدن داش آکل فرو می‌کند و داش آکل در‌‌ همان حال گلوی کاکا را آنقدر می‌فشارد که خفه می‌شود و بعد خود نیز می‌میرد

عکس ِ تاریخی | مدرسه دخترانه عصمتیه شیــــراز

عکسی با پیشینه ی نزدیک به ۸۰ سال از مدرسه دخترانه عصمتیه شیراز. از مشخصات گیرنده ی عکس اطلاعاتی در دسترس نمی باشد

منبع 

عکس ِ تاریخی از مدرسه ی کلیمیان ِ شیراز

عکسی به پیشینه ای بیش از صد سال از مدرسه ی کلیمیان ِ شیراز. از مشخصات گیرنده ی عکس اطلاعاتی در دسترس نمی باشد

منبع