نگاره، اسکندر و زیبارویان برهنه در دریای هند

برگی از نسخه خطی اسکندرنامه حکیم نظامی گنجوی که ملاقات او با پری رویان برهنه را به تصویر می‌کشد زمانی که او در مسیر خود به سواحل جنوب شرق هندوستان رسید. این برگه با پیشینه‌ای پانصد ساله در دوره صفوی و با گواش نقش شده است و امروزه در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ نگهداری می‌شود.

Iskander and Sirens

به خواندن ادامه دهید

نگاره ایرانی – اسکندر مقدونی در جستجوی آب حیات

برگی از نسخه خطی اسکندرنامه حکیم نظامی گنجوی با پیشینه‌ای در حدود چهارصد سال. این نسخه عصر صفوی که با جوهر، تمپرا و آب طلا نگاشته شده است صحنه شکار اسکندر در دشت را به تصویر می‌کشد. این بخش از داستان اسکندرنامه به سفر اسکندر مقدونی از هندوستان به دشتی زیبا و سرسبز در چین و لشکرکشی او به چین در جستجو آب حیات می‌پردازد.

این نسخه خطی که در شیراز تهیه شده است امروزه در موزه هنرهای زیبای فیلادلفیا نگهداری شده و در بازدید عمومی قرار ندارد.

به خواندن ادامه دهید

اسکندر مقدونی و شاهزاده خانم زیباروی ایرانی

مثنوی اسکندرنامه پنجمین و آخرین بخش خمسه نظامی گنجوی، شاعر ایرانی سده ششم خورشیدی است. این مثنوی که بر پایه منابع مختلف تاریخی و داستانی سروده شده به داستان فتوحات اسکندر مقدونی می‌پردازد. با وجود آنکه اسکندر در یونان محبوبیت چندانی نداشت در تمدن اسلامی نه تنها به عنوان یک پادشاه پیروز، بلکه به عنوان مردی راست کردار و حتی یک نبی شناخته می‌شد و نظامی گنجوی نیز در سرودن مثنوی خود از همین اندیشه بهره می‌برد. در بخشی از این مثنوی اسکندر به دیدار شاهزاده خانمی ایران به نام «نوشابه» می‌رود. در اولین دیدار اسکندر خود را به شکل یک سفیر در آورده و سعی می‌کند به صورت نا‌شناس با شهبانو دیدار کند. ملکه که اسکندر را شناخته است یک نقاشی از چهره اسکندر را به دستش می‌دهد، ملکه با تدبیر و قدرتمند تصاویری از همه حاکمان و قدرتمندان را جمع آوری کرده بود تا در صورت نیاز چهره آن‌ها را بشناسد. اسکندر از افشا شدن هویت خود ترسان می‌شود اما نوشابه پس از دیدن رفتار هراسان اسکندر به او می‌گوید که: «در‌‌ همان زمانی که با چهره فریبنده خود به اینجا وارد شدی در اندیشه شاه بزرگ بودم، تو چهره یک پادشاه را داری، تو فرستاده نیستی، بلکه خود فرستنده هستی»

این نسخه خطی از اسکندرنامه نظامی گنجوی، در سال ۱۴۳۱ میلادی و در زمان حکومت تیموریان، در هرات نگاشته شده است و صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که شهبانوی مه‌رو بر بالای مجلس نشسته و اسکندر در پائین با چهره‌ای هراسان و گنگ به پرتره خود خیره شده است.

این برگ که با گواش ترسیم شده است امروزه در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ نگهداری می‌شود.

به خواندن ادامه دهید

بهرام گور و شاهزاده خانم ایرانی

هفت‌پیکر یا بهرام نامه حکیم نظامی گنجوی داستان بهرام گور را روایت می‌کند. بخش آغازین و پایانی داستان به رویداد‌های دوران حکومت بهرام پنجم ساسانی می‌پردازد و بخش میانی از هفت داستان تشکیل شده که هرکدام داستانی از زبان یکی از هفت همسر بهرام گور است. بهرام هفت همسر داشت که هریک در عمارت خود زندگی می‌کردند و بهرام هر روز هفته را با یکی از آن‌ها سپری می‌کرد.

هر روز آدینه (جمعه) بهرام گور به عمارت سپید و به نزد همسر ایرانی خود می‌رود. شاهزاده خانم ایرانی که «درستی» نام دارد به درخواست بهرام افسانه‌ای نقل می‌کند. افسانه به دختر و پسری می‌پردازد که با وجود موانع فراوان قصد وصال داشتند، پیام این داستان بر برتری عقل و پاکدامنی بر شهوت پرستی تاکید می‌کند.

این برگ از نسخه خطی و مصور هفت‌پیکر با پیشینه‌ای نزدیک به ششصد سال به عصر حکومت تیموریان بر ایران تعلق دارد و صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که بهرام گور در عمارت سپید آرمیده است و شاهزاده خانم ایرانی در حال افسانه گویی است.

این نسخه تاریخی امروزه در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ نگهداری می‌شود.

به خواندن ادامه دهید

نگاره دخترک رقصان

نقاشی رنگ روغن عصر قاجار که دخترکی را در حال رقص با قاشقک به تصویر کشیده است. او دامنی قرمزرنگ، یک پیراهن آستین بلند، کتی مخملین و کمربندی سنگ دوزی شده بر تن کرده و جواهراتش از مروارید و زمرد است. به نظر می‌رسد نگارگر تصویر ذهنی خود از لیلی در داستان لیلی و مجنون نظامی را الگوی کار قرار داده باشد. موقعیت دستان و پا‌ها. لبه‌های در حال حرکت لباس و حالت سر و گیسوان بلند مشکی نشانگر آن هستند که نگاره دخترک را در میانه رقص به تصویر کشیده است.

خالق این اثر مشخص نیست و امروزه در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ نگهداری میشود.

منبع

گفتگوی شبانه خسرو و شیرین، نسخه خطی قرن هفدهم در هند

برگی از نسخه خطی منظومه خسرو و شیرین از پنج گنج نظامی گنجوی که صحنه گفتگوی عاشقانه خسرو و شیرین را به تصویر کشیده است. این نسخه خطی آبرنگ و آب طلا قدمتی نزدیک به چهارصد سال داشته و اثر نگارگران دربار گورکانیان هند است. در قرن‌های شانزده و هفده میلادی گورکانیان هند و صفویان ایران مناسبات فرهنگی گسترده‌ای داشتند. زبان پارسی در دربار گورکانیان رواج یافته بود و خوش نویسان، نگارگران و معماران ایران روحی تازه به تمدن کهن هند دمیده بودند.

به خواندن ادامه دهید